اشتباهات رایج در انگلیسی

در یادگیری هر زبانی، اساسی ترین چیز گسترش دایره واژگان است و زیربنایی است که تمام دانش انگلیسی تان بر روی آن قرار خواهد گرفت.

چندین روش برای افزایش دایره لغات وجود دارد که بعضی بهتر هستند و بعضی بدتر و حتی بعضی نه تنها هیچ فایده ای ندارند بلکه مضر هم هستند. در این مقاله چند راهنمایی و دستورالعمل مهم را با شما سهیم میشویم و البته چند هشدار هم داریم.

درکل بهترین راه یادگیری چیست؟

باید آنرا بفهمید و بکار گیرید.

مثلاً فرض کنید میخواهید رانندگی یاد بگیرید. اول از یادگیری مکانیسم خودرو و قوانین راهنمایی و رانندگی شروع میکنید و بعد باید مرتباً تمرین کنید تا وقتی که واقعاً بلد شوید و رانندگی برایتان آسان شود و سپس امتحان داده و گواهینامه بگیرید.

پس درواقع فرایند ساده ای است: اصول و قوانین را یاد میگیرید و آنها را در عمل تمرین میکنید. با این روش، آن کار جزوی از وجودتان میشود. دیدیم که در مورد رانندگی قضیه ساده و مشخص است اما در سایر موضوعات چطور؟

حال فرض کنیم میخواهید طراح داخلی شوید. اول با قوانین و نحوه کار آشنا میشوید یعنی تئوری طراحی داخلی. بعد باید کاربرد آن را در عمل تمرین کنید و به عنوان طراح داخلی در مکانی واقعی آن دانسته ها را بکار گیرید. از اطلاعات تان در مورد طراحی استفاده میکنید تا واقعاً و به صورت عملی آن مکان را طراحی کنید. اینگونه رفته رفته بهتر میشوید تا وقتی که دیگر میشود گفت طراحی داخلی بلد هستید.

حال اگر بخواهید یک زبان جدید یاد بگیرید چطور؟

 

بهترین روش برای افزایش دایره لغات چیست؟

باید لغات را فهمیده و بکار گیرید.

در آغاز، معنی لغات را میفهمید و بعد بکارگیری آن را تمرین میکنید و در آخر آن لغت را بلد میشوید. این راه یادگیری واژگان است.

بیایید یک مثال عملی بزنیم. میخواهید یک لغت جدید یاد بگیرید مثلاً لغت a

معنی لغت a چیست؟ به دیکشنری رجوع میکنید و میبینید که a یعنی به یک عدد از چیزی اشاره میکنید. یک چیز نوعی و غیر بخصوص.

حال بیایید از این لغت استفاده کنیم. مثلاً a dog یعنی یک سگ هر سگی یا a cat که یعنی یک گربه هر گربه ای یا I want a hat یعنی یک کلاه میخواهم و مشخص نمیکنم کدام کلاه.

اکنون میتوانید با ساختن جملات مختلف، کاربرد این لغت را تمرین کنید. خواندن و نوشتن و تلفظ آنرا تمرین کرده و در بازیهای مختلف از این لغت استفاده کنید. هیچ ترتیبی و آدابی مجو.

بعد از انجام این کارها از دیدن میزان تسلط تان به این لغت تعجب خواهید کرد. این کار را با لغات متعددی تکرار کنید تا لغات بسیاری را بلد شوید.

این نوع آشنایی با لغات را تقریباً هر چقدر که بخواهید میتوانید پیش ببرید. گفتم تقریباً چون از یک جایی به بعد خواهید فهمید که گرامر هم کاملاً مهم است. منظورم این است که لغات مهم هستند اما باید این را هم بلد باشید که چطور به درستی این لغات را کنار هم بچینید مثلاً drinking the can با canning the drink خیلی تفاوت دارد. مگه نه؟

 

اشتباهات رایج هنگام یادگیری لغات

در این قسمت چند اشتباه رایج در افزایش دایره لغات را با شما به اشتراک میگذارم. اول آن اشتباه و خطا را خواهم گفت و سپس یک مثال از رانندگی و یک مثال از یادگیری زبان خواهم آورد. با این روش خواهید توانست قضیه را از جوانب مختلف بررسی کنید.

اشتباه اول: یادگیری فقط به قصد قبولی در امتحان

رانندگی: کلی درس رانندگی میخوانید و پول و وقت تان را صرف اینکار میکنید و همه نکات و ترفندهای خاصش را یاد میگیرید. امتحان داده و قبول میشوید و گواهینامه میگیرید ولی اگر واقعاً خوب رانندگی نکنید، فقط کلی وقت و پول و تلاش را صرف دریافت یک تکه کاغذ کرده اید. البته بعضی افراد با این قضیه مشکلی ندارند ولی باید از خودتان بپرسید که واقعاً چه میخواهید؟ میخواهید خوب رانندگی کنید یا آن تکه کاغذ را میخواهید؟

یادگیری زبان: کلی درس زبان انگلیسی میخوانید و پول و وقت تان را صرف اینکار کرده و همه نکات و ترفندهای خاصش را یاد میگیرید. امتحان داده و با یک نمره عالی قبول میشوید. خیلی هم عالی. حالا چیزی از آن دروس یادتان مانده؟ میتوانید زبان انگلیسی را در محل کارتان بکار برید؟ هنگام مسافرت چطور؟ میتوانید به راحتی یک وبسایت انگلیسی زبان را خوانده و بفهمید؟

نتیجه: دلیل وجودی آزمون ها، بررسی و تشخیص دانسته هایتان است و خودی خود مهم نیستند. یک مدرک زیبا و شکیل خواهید داشت ولی صرفاً به دلیل یک نمره بالا، ماهرتر محسوب نمیشوید. بدانید قصد اصلی تان چیست و همیشه آنرا به یاد داشته باشید.

 

اشتباه دوم: حفظ کردن طوطی وار لغات بدون تمرین و بکارگیری آنها

رانندگی: مربی رانندگی روش دقیق پارک دوبله را خواهد گفت و اگر ده بار آن را بنویسید و بیست بار هم به مربی تان بگویید، کاملاً حفظش خواهید شد ولی آیا خواهید توانست در امتحان عملی موفق شوید؟ نخیر اکثر ما نمیتوانیم. حفظ کردن هیچ وقت جای تمرین واقعی را نمیگیرد.

یادگیری زبان: معلم تان لیستی از بیست لغت به شما میدهد و چندین بار از رویش مینویسید و کاملاً حفظشان میکنید. ولی نخواهید توانست از آنها در عمل استفاده کنید. فرض کنید در نیویورک هستید و سعی میکنید مکالمه ای برقرار کنید. چقدر آن لغات به دردتان خواهد خورد؟ نه خیلی زیاد.

نتیجه: صرف دانستن لفات و داشتن اطلاعات بد نیست ولی تا وقتی در عمل تمرین نکنید و آنها را بکار نگیرید خیلی به دردتان نخواهند خورد.

 

اشتباه سوم: تمرین لغات قبل از فهم کامل آنها

رانندگی: فرض کنید مربی رانندگی قبل از اینکه اصول اولیه و پدال های مختلف را یاد بدهد از شما بخواهد رانندگی کنید. شاید بعضی ها بتوانند با کمی شانس برانند ولی اکثر افراد در چنین موقعیتی گیج و سردرگم میشوند.

یادگیری زبان: معلم زبان تان میگوید لغت امروز chukubuku است و شما از این لغت در بازی های کلامی استفاده میکنید، ترانه ای در موردش میگویید و داستانهایی که این لغت در آنها بکار رفته است را میخوانید ولی بهتان نمیگویند معنی این لغت چیست یا اگر هم هم توضیحی میدهند، ناقص است و واقعاً متوجه معنی این لغت نمیشوید. روش خیلی خیلی بدی برای یادگیریست. در ضمن این لغت هم ساختگی و من درآوردیست.

نتیجه: قبل از تمرین و بکارگیری لغت، معنی اش را کاملاً یاد بگیرید. مشخصاً تمرین کردن باعث افزایش درک شما در آن مورد میشود ولی برای اینکه تمرین واقعاً مفید شود باید قبلش معنی و فکر پشت آن را خوب بدانید.

 

آیا باید معنی لغات را با توجه به متن و زمینه آن بفهمیم؟

بعضی مدرسان زبان بر این باورند که نباید بر روی هر لغت جدید تمرکز کرد و باید با توجه به متن، معنی لغات را فهمید. این یعنی که معنی لغات را حدس بزنیم و یا به سادگی از کنارشان بگذریم.

اینکار هیچ کمکی به افزایش دایره لغات تان نخواهد کرد و شما میمانید و کلی لغت که براستی معنایشان را نمیدانید و یا فقط فکر میکنید که معنی شان را میدانید. این روش شاگردان را گیج و آشفته خواهد کرد.

فرض کنید این جمله را میخوانید: « Marta has a parasol». میتوانید تمام روز بنشینید و معنی آن را حدس بزنید ولی لزوماً به معنی درست نخواهید رسید و احتمالاً تا آخر هم مردد خواهید ماند. ولی یک راه حل خیلی آسان وجود دارد. بروید و به دیکشنری نگاه کنید و خواهید دید که parasol نوعی چتر مخصوص محافظت از نور آفتاب است. به همین راحتی.

یک مثال دیگر. معلم مان یادمان داده بود لغاتی هستند که حتماً باید یاد بگیرید و لغاتی هستند که خیلی هم مهم نیستند و نباید وقتمان را با یادگیری این لغات هدر بدهیم و کافیست معنی شان را حدس بزنیم. تا

 

اینکار را انجام میدادم و باعث شده بود فکر کنم لغات را بلد هستم ولی در اصل لغات را به اشتباه معنی میکردم.

مثلاً چون لغت respect را همیشه در موقعیتهای جدی شنیده بودم فکر میکردم ربطی به جدی بودن دارد. وقتی میشنیدم که someone respected someone else فکر میکردم یعنی آن شخص، طرف مقابل را جدی میگیرد. چه خطای فاحشی.

بعدها که زحمت باز کردن دیکشنری را کشیدم، دریافتم که من آن معنی را کاملاً از خودم درآورده بودم و معنی واقعی اش یعنی برخورد و رفتار مودبانه با کسی یا چیزی که فکر میکنید مهم است. میبینید چقدر با جدی بودن فرق دارد؟

پس حدس زدن معنی با توجه به پیش زمینه، یک کمک کاذب است چون اینگونه به نظر میرسد که با مکث نکردن سر هر لغت جدید، کمک میکند تا سریع تر پیش برویم ولی درواقع مضر و آسیب رسان است.

خلاصه اینکه راه گسترش دایره واژگان این است که معنی لغات را بدانیم و بفهمیم نه اینکه معنی واژه را حدس بزنیم.

منبع: http://www.really-learn-english.com/building-vocabulary.html

/ 0 نظر / 45 بازدید